تبليغاتX
Ya-Zabihallah.IR | یـــا ذبیــح اللــه

Ya-Zabihallah.IR | یـــا ذبیــح اللــه

عیدی ما از مولایمان

دلهامان را با بهاران بهاري کنيم جدا شويم از همه ی پليديهاي نفس اماره و به سوي تکامل نفس مطمئنه به سوي پروردگار رجوع کنيم عيديمان را از سالار شهیدان بگيريم از او بخواهيم ما را نيز چون خود به مقام:

 ارجعي الي ربک راضيه مرضيه فادخلي في عبادي و ادخلي جنتي

رهنمون سازند و لاغير...

اي سرور و سالار ما ، ای آنکه بر کرانه ازلي و ابدي عالم وجود بر نشسته اي دستي بر آر و ما قبرستان نشينان عادات سخيف را از اين منجلاب بيرون کش.

اين عيد و سالي که ان شاالله نکوست با تکرار ياد خدا نيکوتر خواهد شد...

+ نوشته شده در  جمعه 1389/12/27ساعت 13:18  توسط علیرضـا منتظــری  | 

يزيديان

 
سلام بر آن مظلوم بى ياور

وابستگان و پيروان يزيد ، چه در فکر و چه در عمل ، چه درگذشته و چه عصر حاضر . همه هواداران يزيد و عمل کنندگان در آن راه ، از دودمان يزيد و « آل يزيد » محسوب مي شوند و مورد لعن خدا و نفرت مردمند . تعبير « آل يزيد » در برخي زيارتنامه ها هم آمده است ، همچون « زيارت عاشوراي غير معروفه » که مي خوانيم :

« أللهُم الْعَنْ يزيدَ و آلَ يزيدَ وَ بَني مَروان جَميعا »

 و همانجاست که : روز عاشورا ، روزي است که خشم و لعنت الهي بر يزيديان و آل زياد و شمر و عمر سعد ، تجديد و نازل مي شود :

« هذا يوْمٌ تَجَددُ فيهِ النِقْمَةُ وَ تُنَزلُ فيهِ اللعْنَةُ عَلَي اللعينِ يزيدَ وَ عَلي آلِ يزيدَ وَ عَلي آلِ زيادٍ وَ عُمرَ بنَ سَعدٍ وَ الشمرِ » . (۱)

 بعلاوه همه کساني که راضي به گفتار و رفتار يزيد باشند و از اولين و آخرين هر کس که از آنان پيروي و تبعيت نموده و با آنان بيعت کرده باشد و آن گروه را مساعدت کرده يا رضايت داشته باشد ، مورد لعن قرار گرفته اند ، نيز همه آنان که ماجراي عاشورا را شنيده و به آن راضي شدند ، تا روز قيامت ، همه آل يزيدند و ملعون خدا و خلق :

« أللهُم وَ الْعَنْ کل مَنْ بَلَغَهُ ذلِک فَرَضِي بِهِ مِنَ الاَولينَ وَ الا خِرينَ وَالخَلايقِ اجمَعينَ اِلي يوْمِ الدينِ » (۲)

اين لعن و نفرينها نشان دهنده گستردگي جبهه يزيديان است که همه زمانها و مکانها را فرا مي گيرد و هر کس که حامي آن تفکر و مخالف و دشمن اهل بيت باشد و با داشتن ماهيتي يزيدي به قلع و قمع مبارزان راه حق و آزادي بپردازد « آل يزيد » است . امروز صهيونيستها و عوامل استکبار جهاني از مصاديق روشن « يزيديان » اند . امام خميني « ره » شهادت زائران خانه خدا را در « حج خونين » و در کربلاي حجاز و قتلگاه حرم ، تکرار فاجعه همان يزيديان صدر اسلام مي داند که شمشير کفر و نفاق را در لباس دروغين احرام پنهان کرده بودند . (۳) و نسبت به جبهه متحد کفر بر ضد انقلاب اسلامي و مسلمانان مظلوم ايران مي فرمايد : « ... شهداي ما مکرر شهداي کربلا و مخالفان ما مکرر يزيد و وابستگان او هستند . » (۴)

۱ - مفاتيح الجنان ، زيارت عاشوراي غيرمعروفه ، ص 465 .

۲- همان ، ص 466 .

۳ - صحيفه نور ، ج 20 ، ص 228 .

۴ - همان ، ج 9 ، ص 57 .

+ نوشته شده در  شنبه 1389/12/21ساعت 22:26  توسط علیرضـا منتظــری  | 

خرابه شام

سلام بر آن سرهاى جدا شده از بدن

پس از خطبه حضرت زينب عليها السلام در مجلس يزيد که اوضاع را بر ضد او متحول ساخت ، يزيد ناچار اهل بيت را در خرابه اي بي سقف جاي داد . آنان سه روز در آن خرابه بودند و بر حسين (علیه السلام) نوحه و عزاداري مي کردند . (۱)  حضرت رقيه ، دختر خردسال امام حسين (علیه السلام) نيز در همانجا پدر را در خواب ديد و پس از بيداري گريه سر داد و سر سيدالشهداء را برايش آوردند و با ديدن آن صحنه مرغ جانش پر کشيد و جان داد . (۲) مدفن حضرت رقيه نيز همانجاست که بعدها حرمي برايش ساختند . ( اين مسأله از نظر محققان مورد بحث و تشکيک قرار گرفته است . )

زهراي حزين ز گرد راه آمده بود

جبريل ، غمين و عذر خواه آمده بود

در کنج خرابه ، در ميان طبقي

خورشيد ، به مهماني ماه آمده بود

جغد دلم خرابه شام آرزو کند

تا با سه ساله دخترکي گفتگو کند

آن کعبه اي که قبله ارباب حاجت است

حاجت رواست ، هر که به آن قبله رو کند

۱- مقتل خوارزمي، ج 2،ص 74 ،عوالم (امام حسين) ص 414

۲- در منابع اوليه، اين مسأله نيامده است ؛هر چند مشهور است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/12/18ساعت 22:4  توسط علیرضـا منتظــری  | 

حسين (ع ) با پدر

 

سلام بر آن خون هاى جارى

شش سال از عمرش با پيامبر بزرگوار سپري شد، و آن گاه که رسول خدا چشم از جهان فرو بست و به لقاي پروردگار شتافت ، مدت سي سال با پدر زيست . پدري که جز به انصاف حکم نکرد، و جز به طهارت و بندگي  نگذرانيد، جز خدا نديد و جز خدا نخواست و جز خدا نيافت . پدري که در زمان حکومتش لحظه اي او را آرام نگذاشتند، همچنان که به هنگام غصب خلافتش جز به آزارش برنخاستند. در تمام اين مدت ، با دل و جان از اوامر پدر اطاعت مي کرد، و در چند سالي که حضرت علي (ع) متصدي خلافت ظاهري شد، حضرت حسين (ع ) در راه پيشبرد اهداف اسلامي ، مانند يک سرباز فداکار همچون برادر بزرگوارش مي کوشيد، و در جنگهاي  "جمل "، "صفين " و "نهروان " شرکت و به اين ترتيب ، از پدرش اميرالمؤمنين  و دين خدا حمايت کرد و (۱) داشت . حتي گاهي در حضور جمعيت به غاصبين خلافت اعتراض مي کرد...

منبع: (۱) الاصابه ، ج 1، ص .333

+ نوشته شده در  جمعه 1389/12/13ساعت 16:51  توسط علیرضـا منتظــری  | 

پیامبر اکرم و امام حسین

ســـلام بر شهید شهیـدان


از ولادت حسين بن علي (ع) که در سال چهارم هجرت بود تا رحلت رسول الله که شش سال و چند ماه بعد اتفاق افتاد، مردم از اظهار محبت و لطفي که پيامبر راستين اسلام درباره حسين (ع) ابراز مي داشت ، به بزرگواري  و مقام شامخ پيشواي سوم آگاه شدند. سلمان فارسي مي گويد: ديدم که رسول خدا حسين (ع ) را بر زانوي خويش نهاده او را مي بوسيد و مي فرمود: تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگواراني، تو امام و پسر امام و پدر امامان هستي ، تو حجت خدا و پسر حجت خدا و پدر حجتهاي خدايي که نه نفرند و خاتم ايشان ، (۱) قائم ايشان (امام زمان "عج ") مي باشد. انس بن مالک روايت مي کند: وقتي از پيامبر پرسيدند کدام يک از اهل بيت خود را بيشتر دوست مي داري ، فرمود:
بارها رسول گرامي حسن و حسين (ع ) را به سينه مي فشرد و (۲) حسن و حسين را، (۳) آنان را مي بوييد و مي بوسيد. ابوهريره که از مزدوران معاويه و از دشمنان خاندان امامت است ، در عين حال اعتراف مي کند که : "رسول اکرم را ديدم که حسن و حسين را بر شانه هاي  خويش نشانده بود و به سوي ما مي آمد، وقتي به ما رسيد فرمود هر کس اين دو فرزندم را دوست بدارد مرا دوست (۴) داشته ، و هر که با آنان دشمني ورزد با من دشمني نموده است ". عالي ترين ، صميمي ترين و گوياترين رابطه معنوي و ملکوتي بين پيامبر و حسين را مي توان در اين جمله رسول گرامي  اسلام خواند که فرمود: "حسين از من و من از (۵) حسينم ".

منابع:

۱) مقتل خوارزمي ، ج 1، ص 146- کمال الدين صدوق ، ص .152
۲) سنن ترمذي ، ج 5، ص .323
۳) ذخائر العقبي ، ص .122
۴) الاصابه ، ج ,11 ص .30
۵) سنن ترمذي ، ج 5، ص 324- در اين قسمت رواياتي که در کتابهاي اهل تسنن آمده.

+ نوشته شده در  شنبه 1389/12/07ساعت 16:22  توسط علیرضـا منتظــری  | 

امام مظلوم

سلام بر آن دفن شدگـانِ بدون كفن

حسن بن علي(ع)، امامي است كه در زندگي كوتاه خويش، با انواع ناملايمات و سختي‌ها به ويژه خيانت‌ها روبرو بود، به گونه‌اي كه حتّي در ميان اصحاب خود امنيّت نداشت. بنابراين، هنگام نماز، زرهي زير لباسش مي‌پوشيد تا از خود در برابر حمله‌هاي احتمالي نزديكان محافظت كند در حالي كه هيچ كدام از امامان ما در چنين موقعيتي قرار نداشتند.

براي روشن شدن چگونگي و شدت اين خيانت‌ها و تهديدها به برهه‌اي از تاريخ رجوع مي‌كنيم. پس از صلح امام حسن(ع) با معاويه، موقعيت ويژه‌اي پيش آمد كه از سخت‌ترين روزهاي زندگي امام به شمار مي‌رفت.

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/12/02ساعت 23:58  توسط علیرضـا منتظــری  | 

نرم افزار ثــارالله


اين نرم افزار به صورت کتابخانه الکرونيکي و در موضوعات:

حکايات از امام حسين عليه السلام
40 حديث از امام حسين عليه السلام
مختصري از زندگينامه امام حسين عليه السلام
ثواب عزاداري و گريه براي امام حسين عليه السلام
ذکر فوايد خواندن زيارت عاشورا براي امام حسين عليه السلام
و متن زيارت عاشورا همراه با ترجمه فارسي مي باشد .

از جمله خصوصيات اين نرم افزار قابليت جستجو کلمات مي باشد . اين نرم افزار با فرمت جاواست و قابليت اجرا در اکثر گوشي هاي تلفن همراه را دارا مي باشد .

حجم فایل: 197 کیلوبایت

دانلود

رمز فایل : www.anobis.ir

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/11/26ساعت 23:49  توسط علیرضـا منتظــری  | 

نخل و نخل برداری / 2

یا ذبیح الله

مراسم نخل برداري از ويژگيهاي منحصر به فرد مراسم محرم و عزاداري در يزد محسوب مي شود که با همکاري و همياري گوناگون اهالي در تمام مراحل مراسم، از کمک مالي و تهيه چوب و ديگر وسايل آن گرفته تا کمک در تزئين و عَلَم کردن آن و حمل آن در روز عاشورا و ... برگزار مي گردد و جالب اينکه در برخي موارد، زرتشتيان يزد نيز در ساختن نخلها، همياري و همکاري دارند. آنها حضرت سيدالشهدا (ع) را همسر شهربانوي ايراني دانسته و نسبت به وي احترام و ارادت خاصي قائل مي باشند.

ادامه مطلب را بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/11/21ساعت 23:57  توسط علیرضـا منتظــری  | 

بهانه نیمه شب

سحری به یک بهانه
بسرودم این ترانه
به نسیم صبح گفتم
که ببر به هر کرانه
به خدای لایزالی
خبر از دلم نداری
چه کشیدم و نگفتم
غم دل مگر شبانه
چه کنم که ناتوانم
به از این نمی توانم
تو اگر مرا برانی
به کجا شوم روانه
تو شهی و من گدایت
سر و جان من فدایت
چه کند گدای مسکین
که ندارد آشیانه
زده پر کبوتر دل
همه جا نشسته در گل
تو عنایتی بفرما
که رسد به آب و دانه
خجلم نکن به محشر
که به عشق تو زدم پر
بنگر که در وجودم
زتو هست صد نشانه

شعر:عياسعلي نجم آبادي

به سفارش وبلاگ يا ذبيح الله

+ نوشته شده در  جمعه 1389/11/15ساعت 18:38  توسط علیرضـا منتظــری  | 

نخل و نخل برداری / 1

از جمله مراسم عزاداري که با وسعت زيادي، در نقاط مختلف ايران و با تاثير از شرايط فرهنگي و اقليمي خاص آن مناطق، به اجرا در مي آيد، مراسم "نخل برداري" و يا "نخل گرداني" است، که با مفهوم تشييع پيکر مقدس سيد الشهدا (ع) در روز عاشورا برپا مي شود.
نخل، يک سازه چوبي است که قسمت جلو و عقب آن از قطعات کوچک چوب و يا فلز به شکل نخلي بزرگ و شبکه، شبکه ساخته شده و وسط آن با چوب يا فلز اسکلت بندي شده است. براي پايه هاي آن، چهار قطعه چوب به صورت عمودي در چهار طرف و براي بلند کردن آن چند قطعه چوب به صورت افقي تعبيه شده است. براي بستن آن، تعدادي از افراد با توجه به رسوم آن منطقه در يکي از روزهاي اول تا دهم محرم  دست به کار مي شوند. آنها بر روي پارچه مشکي ودر جلو و عقب آن، معمولا خنجر، آيينه هاي بزرگ و نيز يک سازه چوبي يا فلزي  به شکل سرو در جلو و عقب نصب مي کنند. هر کدام از عناصر به کار برده شده در نخل را نمادي از يک حادثه و متعلق به شخص خاصي در حادثه کربلا مي دانند
مطمئنا، نخل ، در وهله نخست،  براي هر شنونده اي يادآور و تداعي کننده درخت خرما مي باشد. "شايد مهم ترين رواج اين نام و رسم، اين باشد که در روايات و اعتقادات مردم، پيکر مقدس امام حسين (ع)، بر روي شاخه هاي درخت خرما قرار گرفته و به محل دفن حمل شده است"
نخل شباهت بسياري به درخت سرو دارد و سرو در فرهنگ عامه يعني جاودانگي و رشادت و زندگي اخروي و آزادگي که يادآور روحيات و خصايص امام حسين (ع) است. همچنين اين مراسم بازتابي است از "نقل" حکايت کربلا"
اصلي ترين مراکز برگزاري اين رسم باشکوه و پررمز و راز، عمدتا در شهرها و آباديهاي اطراف کوير مرکز ايران به چشم مي خورد.  در بين اين مناطق، بيشترين، گسترده ترين و شاخص ترين نخلها در استان يزد، متمرکز مي باشد. به گونه اي که مي توان گفت، تقريبا هيچ آبادي نيست که يک يا چند نخل امام حسين (ع) در آن يافت نشود.
عزاداران حسيني در يزد، اعتقاد راستيني به عمل نخل برداري دارند، تا حدي که براي رفتن در زير نخل و شرکت در نخل برداري، نذر مي کنند و يا بهترين دام خود را در پاي نخل، قرباني مي نمايند و حتي برخي براي رفع حاجت خود به نخل متوسل مي شوند و يا بعضي هرگاه به نخل برسند، به نخل، سلام مي دهند و دست بر آن سوده، به سر و صورت و اندام خود به تيمن و تبرک مي کشند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/11/10ساعت 14:34  توسط علیرضـا منتظــری  | 

رنج خواهـــر

 

سلام بر آن بانوان بیرون آمده از خیمه ها 

اربعين آمد و اشکم ز بصر مي آيد
گوييا زينب محزون ز سفر مي آيد
باز در کرب و بلا شيون و شيني برپاست
کز اسيران ره شام خبر مي آيد

کجاييد برادران و پسرانم، کجاييد اي اصحاب و ياران، کجاييد که ببينيد، گوشواره از گوش رقيه کشيدند، گهواره علي اصغر را به يغما بردند، خيمه ها را غارت کردند و آتش زدند و همگي زنان و کودکان را به اسيري بردند. چگونه دشمنان شما، ما را با نيزه ها احاطه کردند و منزل به منزل پاي پياده و تشنه دواندند و در هر منزل مورد آزار و استهزاء قرار دادند، چگونه گناه خود را کوچک شمردند و خوشحالي کردند!؟
چهل روز پيش با وجود شما و در کنار شما تماما مورد عزت و تکريم بودم، وقتي به جايي مي رفتم، پيوسته مرا مورد لطف و حمايت خود قرار مي داديد تا کسي اجازه ي اذيت و آزار به من را نداشته باشد، ولي اينک ما را بدون حجاب و پوشش در ميان نامحرمان مي گردانند. از بس پياده راه رفته ام کف پايم پر از آبله شده است.
چهل روز پيش حضورتان آرامش خيمه ها و وجودتان سر پناهم بود، ولي اکنون تنها سايه ي سرهاتان بالاي نيزه که جلو جلو کاروان اسرا به طرف شام پيش مي رود سايبانم است. هر کس گريه کند و اشکي بريزد با نيزه بر سرش  مي زنند.

ادامه مطلب را بخوانید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/11/05ساعت 23:22  توسط علیرضـا منتظــری  | 

حاجی شش ماهه

سلام بر آن شير خوارِ كوچـك

سلام بر تو اي سرباز شش ماهه
و سلام بر تو اي شير خوار بي گهواره

لب هاي کوچکت از فرط تشنگي و گرسنگي خشکيده بود، آرام و قرار از کف داده بودي و با تکان گهواره و لالايي مادر آرام نمي گرفتي...


لا لا لا لا يي
لا لا لا لا يي
لا لا لا لا يي
لاي لاي علي جان

خواهر کوچکت سکينه بر بالينت مي نشست و آب آوردن عمو عباس را به تو وعده مي داد و تو را به صبر و استقامت تشويق مي کرد، اما تو حتي توان گريه کردن هم نداشتي، از بس در طلب آب دست و پا زده بودي، سر انگشتانت خونين بود ، تشنگي چه بر سرت آورده بود که چون ماهي تلزي مي کردي  و ناي حرکت نداشتي و تنها لب هايت بر هم مي خورد .

ادامه مطلب را بخوانید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/10/30ساعت 20:50  توسط علیرضـا منتظــری  | 

رباعی و دوبیتی/ بخش دوم

سلام بر آن خون هاى جارى

در سوگ حسین (ع)

عالم ز غمش تیره و تار است هنوز

بر چهره ی عاشقان غبار است هنوز

بگذشته از آن واقعه اما دل ها

در سوگ حسین بی قرار است هنوز

ابیات به سفارش وبلاگ یا ذبیح الله توسط جناب آقای عباسعلی نجم آبادی سروده و منتشر شده است.

بقیه در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/10/26ساعت 23:48  توسط علیرضـا منتظــری  | 

تلاش برای محو کانون شهادت

ســـلام بر شهید شهیـدان

تلاش برای محو کانون شهادت

الهام بخشی از تربت سید الشهدا (ع) در راه مبارزه با ظلم و بیداد سبب شد که شیعه همواره مرقد آن شهید را تکریم نموده و به گرد آن تجمع نماید و همین باعث گردید که حکام ستمگر همواره احساس خطر نمایند و این کانون را از هم بپاشند.

دوران بنی امیه زیارت آن حضرت ممنوع بود. بنی عباس به دفعات به تخریب و غارت کربلا دست زدند.

متوکل عباسی هفده مرتبه قبر امام را تخریب کرد. همچنین قبر حضرت را شکافت، به آب بست و زمین آنجا را شخم زد. هارون الرشید یک مرتبه دستور تخریب قبر را به والی کوفه داد. وهابیون نیز در سالهای ۱۲۱۶ و ۱۲۲۵ به کربلا حمله نموده، شهر را غارت نمودند، مردم را قتل عام و قبر مطهر را نیز تخریب نمودند.

در عصر حاضر نیز در سال۱۳۷۰ حکومت بعثی عراق به دستور صدام ملعون مردم کربلا را به خاک و خون کشید و با توپخانه گنبد و بارگاه امام را مورد هجوم قرار داد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/10/22ساعت 13:4  توسط علیرضـا منتظــری  | 

دانلود مداحی ماه محرم

+ نوشته شده در  شنبه 1389/10/18ساعت 23:5  توسط علیرضـا منتظــری  | 

تقبل منا هذا القليل

کاروان اسراء می خواست حرکت کند، همه را بر مرکب ها سوار کردند،  دلیلش را نمیدانم ! اما می خواستند  اسراء را از کنار قتلگاه عبور دهند و  به کوفه ببرند. وقتی کاروان به نزدیکی قتلگاه رسید حضرت زیبب (س) از مرکب پیاده شدند و کنار پیکر بی سر برادرشان آمدند. نمی دانم در آن میان بین بی بی زینب (س) و بدن بی سر برادر چه گذشت اما یقین دارم تاریخ دیگر این چنین خداحافظی دردناکی را به خود نخواهد دید...

خداحافظ ای برادر زینب
به خون خفته در برابر زینب

ارباب مقاتل در اینجا می نویسند:
حضرت زینب (س) دستشان را زیر بدن برادر بردند و کمی بلند کردند و  فرمودند:


نيزه ها يک طرف،خيمه ها يک طرف
من گـل تشنه اي دادم اينجـــا ز کف

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/10/14ساعت 20:11  توسط علیرضـا منتظــری  | 

رباعیات / بخش اول

 

سلام بر آن کشته ی مظلوم
 حديث عشق

بر نيزه حديث عشق و مستي مي رفت 

آن سرو بلند باغ هستي مي رفت

آهسته و با زمزمه قرآن مي خواند 

مردانه به راه حق پرستي مي رفت


رباعیات به سفارش وبلاگ یا ذبیح الله توسط جناب آقای عباسعلی نجم آبادی سروده و منتشر شده است.

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1389/10/10ساعت 21:27  توسط علیرضـا منتظــری  | 

تصاویر نخل برداری / بخش دوم

تصاویری از مراسم نخل برداری عصر عاشورا در استان یزد

شهرستان تفت

تصاویر: علیرضا منتظری

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/10/06ساعت 23:14  توسط علیرضـا منتظــری  | 

خيمه گاه

سلام بر آن سرهاى بالا رفته بر نيزه ها

 خيمــه گــاه

محلى كه امام حسين‏«ع‏»پس از رسيدن به سرزمين كربلا در آن سرزمين فرود آمد وخيمه زد. منطقه از آب فاصله داشت و با يك سلسله تپه‏ها كه از شمال شرقى تا جنوب و غرب كشيده مى‏شد محاصره شده بود.مجموعه اين منطقه،يك نيم دايره تشكيل مى‏داد واهل بيت در همين محل استقرار يافته بودند.از ميدان درگيرى و نيروهاى دشمن فاصله‏داشت.در جايى بود كه تيرهاى اردوى دشمن به آنجا نرسد.ولى سپاه انبوه كوفه،محل رامحاصره كردند. (۱)

خيمه حضرت زينب را پشت‏خيمه امام حسين نصب كردند و خيام‏جوانان بنى هاشم اطراف خيام زنان و اطفال بود. خيمه‏هاى افراشته،برخى محل اسكان نفرات بود و برخى خيمه آب و آذوقه وامكانات.خيمه‏هاى اصحاب،جدا از خيمه اهل بيت و بنى هاشم بود.

آرايش خيمه‏هاحالت نعل اسبى داشت،بگونه‏اى كه جمع و جور بود،نه متشتت و پراكنده،تا قابل‏حفاظت بيشترى باشد.در پشت اين خيمه‏ها خندق حفر شده بود تا از آن سمت، مورد تهاجم قرار نگيرند. برخى از خيمه‏ها هم مخصوص سلاح يا نظافت بود. صبح عاشورا ياران امام به خيمه نظافت مى‏رفتند و خود را تميز مى‏كردند.در مقابل همين خيمه بود كه‏ برير بن خضير با عبد الرحمن بن عبد ربه از خوشحالى و شوق شهادت شوخى مى‏كردند. 

...آنچه اكنون در كربلا،در جنوب غربى حرم حسينى به نام خيمه‏گاه(مخيم)موجود است و زائران آنجا را زيارت كرده و به آن تبرك مى‏جويند،در زمانهاى قديم نبوده است و بعدها در محل خيمه‏گاه امام حسين‏«ع‏»بنايى ساخته شد تا نشانى از آن مكان باشد.بناى ‏فعلى ساختمان و قبه خيمه‏گاه، ساخته ‏«مدحت پاشا» براى پذيرايى ناصر الدين شاه ودرباريان او بوده و به قولى هم‏«عبد المؤمن دده‏»آن را ساخته است.» (۲)

۱.حياة الامام الحسين،ج 3،ص 93

۲.تراث كربلا،ص 111

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/10/02ساعت 20:36  توسط علیرضـا منتظــری  | 

توابين که بودند؟

سلام بر آن شير خوارِ كوچـك

توابيـن کــه بودند؟


توبه‏كنندگان،لقب گروهى از شيعيان كوفه كه به خونخواهى شهداى كربلا قيام كردند.
پس از حادثه كربلا،شيعيان كوفه بخاطر يارى نكردن امام حسين‏«ع‏»پشيمان شدند و توبه‏كردند و زدودن ننگ كوتاهى در نصرت امام را در قيام و انتقام از قاتلان سيد الشهدا ديدند.

سليمان بن صرد خزاعى را كه از چهره‏هاى بارز شيعه بود به رياست برگزيده،در خانه اوگرد آمدند و هم‏پيمان شدند تا دست به قيام عليه امويان بزنند.آغاز تصميمشان در سال‏61 هجرى بود،ليكن زمان نهضت را در سال 65 هجرى قرار دادند.در اين مدت،باجذب افراد به گروه خويش و تهيه سلاح و فراهم كردن امكانات نهضت،پس از مدتى‏سازماندهى مخفيانه، سرانجام با جمعيتى 4000 نفرى قيام كردند و با شعار  «يا لثارات‏الحسين‏»، عازم نخيله شدند تا از آنجا به سوى شام حركت كنند.شروع قيام آنان را درعصر مروان بن حكم،روز چهارشنبه بيست و دوم ربيع الثانى گفته‏اند.(۱)

بر سر تربت ‏سيد الشهدا رفتند و پس از زيارت قبر حسين‏«ع‏»و گريه‏ها و ناله‏ها با خداچنين راز و نياز كردند:«پروردگارا!ما پسر دختر پيامبرمان را خوار و بى‏ياور ساختيم،گذشته ما را ببخشاى و توبه ما را بپذير،كه تو توبه‏پذير مهربانى،بر حسين و ياران شهيد و صديق او رحمت فرست.ما تو را شاهد مى‏گيريم كه بر همان راه و هدفى هستيم كه آنان‏جان باختند،پس اگر ما را نبخشايى و رحم نكنى از زيانكاران خواهيم بود». (۲) به خاطرهمين اظهار توبه و پشيمانى،به‏«توابين‏»مشهور شدند.

چون عامل اصلى فاجعه كربلا راحكومت‏يزيد مى‏دانستند،از آنجا رو به شام نهادند و به عين الورده آمدند و در آنجا با سپاه‏شام برخوردى شديد داشتند.پس از چندين روز نبرد سخت،سرانجام سران نهضت،ازجمله سليمان بن صرد كه آن هنگام 93 سال از عمرش مى‏گذشت به شهادت رسيدند وانقلابيون چون توان مقابله با سپاه انبوه شام را كه با فرماندهى‏«حصين بن نمير»آمده بودندنداشتند،شبانه به كوفه رفتند،البته جمعى هم در درگيرى شهيد شدند. (۳) رهبران نهضت،بجز سليمان،عبارت بودند از:مسيب بن نجبه،عبد الله بن سعد ازدى،عبد الله بن وال،رفاعة بن شداد

۱.انصار الحسين،شمس الدين،ص 205.

۲.ثورة الحسين،شمس الدين،ص 264.

۳.حياة الامام الحسين،باقر شريف القرشى،ج 3،ص 450

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/09/28ساعت 20:27  توسط علیرضـا منتظــری  |